نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

134

كاشف الأسرار ( فارسى )

و به مقصود و مطلوب رساند . و مشايخ طريقت ، رضوان [ اللّه ] عليهم اجمعين ، همچنين باديهء نفس و عقبات هوا قطع كرده‌اند ، و كيد نفس بشناخته و با شيطان ملعون پنجها زده و بر مكايد اين دو مكّار ستيزه‌كار وقوف تمام يافته ، تا اگر كسى را قصد اين كعبه باشد ، امير حاجّ او باشند ، و هرچه او در اين راه بدان محتاج باشد ، بغم خوارگى او قيام نمايند ، و وى را دلالت مىكنند تا به كعبهء اين معبود با كمال و به مسجد اقصى وصال . پس فرق چند باشد ميان حاجى كه بقدم صدق باديهء خون‌خوار قطع كند و ميان آنكه بر اشتر و كژاوه بحجّ رود ، اگرچه هر دو حاجى باشند ، امّا اين مرد بهر قدمى ده نيكوئى حاصل دارد با چندين مجاهده و مخالفت نفس ، و آن ديگر از آن بىحاصل و نابهره . پس ميان مشايخ طريقت و ابدال همچنين فرق باشد ، چنان كه شيخ شرف الدين ادكانى را ، رحمة اللّه عليه ، پرسيدند از حال ابدال و مشايخ طريقت ، گفت : اين جوانمردان ديگر باشند و يكى را از ايشان چندان مرتبت و منزلت باشد به حضرت ذو الجلال كه از آن هفت و هفتاد را نباشد ! ( 41 ) شرط هشتم دوام ذكر لا إله الّا اللّه است ، چنان كه حقّ تعالى مىفرمايد كه « الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ » . « 13 » اشارت بدوام ذكرست ، و جائى ديگر مىفرمايد : « فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكُمْ » . « 14 » مىبايد كه در همهء احوال بدل و زبان ذاكر باشد ، مگر در وقت قضاء حاجت انسانى كه بدل ذكر گويد نه به زبان ، باقى در همهء احوال بدل و زبان ذكر با هيبت و تعظيم مىگويد با نفى و اثبات . و صلّى اللّه على النبىّ محمّد و آله اجمعين ! القسم الاول در بيان مقامات ايشان ( 42 ) آرى عزيزا ، زهّاد و عبّاد و نيكومردان را به پيش اين مردان چه محلّ باشد ؟ ! كه « حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين » . [ بيت : ]

--> ( 13 ) - سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 188 / 191 - - ( 14 ) ( 14 ، 15 ) - سورهء 4 ( النساء ) آيهء 104 / 103